تبليغاتX
Rainofmercy
روز تولدم را از شناسنامه‌ام خط زده‌ام
و تاریخ آشنایی‌م با تو را جایش نوشته‌ام
و سالگردش را با افزودن دمی تازه بر آتش افروخته‌ات جشن می‌گیرم.
تمام قلب‌های عاشق به فدای یک لبخندت

بی تو! (DrMedad)

My heart won t  breat

Without you  love in me

My eyes won’t see

Beauty without thee

Love”s melodies

They tune for you and me

Would lead me to only silence

Without you

بدون عشق تو قبلم  نخواهد تپید

و بی تو چشمانم  زیبایی ها را نخواهد دید

نغمه های عاشقانه برای من و تو نواخته می شود

و بدون تو

تنها سکوت وغم مرا فرامی گیرد

....

بی تو! (DrMedad)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:31  توسط باران رحمت | 
داستان سیستان رو یکی‌دونفر، مدت‌ها پیش، با اصراری زیاد برای خواندن به من پیشنهاد کرده بودند تا اینکه بالاخره در این روزهای افت بعد از ماه مبارک موفق شدم بخوانم.
کتاب خوبی بود. شاید بعدا در موردش بنویسم.
یک سفرنامه از سفر یکی از مسئولین کشوری به سیستان و بلوچستان. دست‌پخت امیرخانی عزیز!

اما نکته‌ای که فعلا برای من داشت این بود که، به‌م امیدواری داد که اون چند خط سفرنامه‌ای که از سفر مکه نوشتم چندان هم بدک نیست و کمی به خودم امیدوار شدم.
دیروز عصر اونها رو مرور کردم و تصمیم گرفتم یکی دوتاش رو انتخاب کنم و با کمی اصلاح در وبلاگ بنویسم. و کمی هم از خجالت اونهایی هم که چندبار گفتند از سفر تعریف کن دربیام.

این روزها... دارد اتفاقاتی می‌افتد!
رنگ‌ها جدید می‌شوند... آسمان نو شده است!
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 9:24  توسط باران رحمت |