چند شب پیش بود که تماس گرفتند و خبر اومدن کروبی رو دادند. یکی از بچهها هم پیامک زد که اگر خواستی کارت ورود بهت بدم. من هم گفتم اگر برم مثل بقیه ملت میروم.
امروز صبح به قصد شرکت در کلاس رفتم دانشگاه اما کی گفته حرف مرد یکیه؟ نظرمون عوض شد و رفتیم سالن تربیت بدنی. محل سخنرانی کروبی و تجمع بچهها.
همیشه بچههای شلوغ و بیشفعال و پرسر و صدا از بچگی هم دوست دارند بروند آخرین صندلی بشینند مثلا ردیف آخر مینیبوس یا اتوبوس بیشتر بهشان حال میدهد. یا مثلا همیشه روی آخرین نیمکتهای کلاس مینشینند.
اینجا هم بچههای ردیف آخر سالن در ساختن شعر و شعار بینظیر بودند! مهدی پاطلایی شاهکار شعارهاشون بود که حتی خود کروبی حرفاش رو قطع کرد و خندید!
مهدی پاطلایی امید تیم مایی...

کروبی-دانشگاه آزاد
البته مشخص نشد بالاخره طرفدار کروبی هستند یا مخالف اما بهرحال بودند و هرچنددقیقه ملت برمیگشتند به طرف عقب تا ببینند چه شعار جدیدی میدهند!
خلاصه جای شما خالی حسابی از خنده رودهبر شدیم!
برای احمدینژاد هم یک دو بیتی سرودند:
پسته نمیخوره حتی با چایی
دلش میخواد بهش بگن رجایی
در ابتدا سوالات توسط مجری خوانده میشد و با اینکه از میکروفون میخواند اما با این حال کروبی که خوب نمیشنید از مجری خواست تا در کنار او بنشیند و سوالات را قرائت کند!
مهدی کروبی برنامه جلسه در دانشگاه آزاد را قبل از جلسه در دانشگاه دولتی چمران اهواز، در لیست برنامههای خود قرار داده بود درحالیکه میرحسین اصلا به دانشگاه آزاد نیامد و این یک پوئن مثبت برای کروبی در دانشگاه آزاد شد. البته امیدوارم این برنامهریزی با توجه به بیشتر بودن جمعیت دانشگاه آزاد صورت نگرفته باشد و بخاطر توجه خاص ایشان به این دانشگاه و مسائل آن و البته قربانیان آن باشد.
ما که رفتنی هستیم از اینجا. انشاءالله برای بعدیها گلستان باشد!
کروبی در دانشگاه آزاد-سالن تربیت بدنی(عکس1)
کروبی در دانشگاه آزاد-سالن تربیت بدنی(عکس2)
کروبی در دانشگاه چمران-سالن همایش
درآخر مهدی کروبی میخواست از حضار خداحافظی کند که با شعار "سوال شفاهی" روبرو شد و اولین نفر سوالش این بود: "آقای کروبی بنده مفتخرم که آزادی بیان رو از دولت آقای خاتمی آموختم." (تشویق و کف حضار) شما به فکر ایجاد یک پایگاه اصلاحطلب در دانشگاه هستید تا ما جلوی اینها(اشاره به بچههای بسیج) را بگیریم!؟ یکی دو سوال دیگه هم پرسید که یادم نیست!
نفر بعدی هم نظر کروبی رو در مورد نظارت استصوابی پرسید که کروبی گفت: " ترجیح میدم جوابی ندهم چون آنقدر گفتهام آتقد اعتراض کردهام... نظارت استصوابي دخالت در انتخابات است!"
بعد از پایان کروبی از صندلی خود بلند شد و به سمت اتوبوس زرد شیشه دودی خودش رفت.

نکته جالب
اینکه شایعه به راه انداختند که ساسی مانکن توی اتوبوس نشسته و جالبتر اینکه خیلیها باور کردند.از چپ و راست به سمت اتوبوس اومدند. و البته صددرصد کادر فیلمبرداری حاضر در اتوبوس از پشت شیشههای خاکستری در حال فیلمبرداری بودند!
بلافاصله با جمعی از بچهها به سمت دانشگاه چمران رفتیم. سالن همایشهای چمران.
یکی از بچهها بود که خیلی داد و بیداد راه انداخته بود. همه بهش معترض شدند و کروبی در واکنش به بقیه گفت: دانشگاه محل تحمل است و اگر ميخواهيد جامعه مدني، تضارب آراء و جايگاه انتقاد دلسوزانه داشته باشيم، بايد تحمل كنيم و سينه گشادي داشته باشيم.
جالبترین سوالی که در چمران از کروبی شد
درباره ملاقاتش با ساسی مانکن بود. کروبی گفت: اولا، يكي از بركات زندگيم اين بوده كه چه در زماني كه مسئوليت داشتهام و چه غير از آن، به ملاقات افراد بسيار ميرفتم و از بسياري از خبرها با اطلاع بودهام؛ ثانيا اكنون موسم انتخابات است و افراد مختلفي وقت ملاقات، انتقاد، تحليل و غيره ميخواهند و ما كه ديگر نميتوانيم پرونده و شناسنامه همهشان را ببينيم تا متوجه شويم كه كارشان چه بوده است؟ ؛يك روز يكي از برادران به من گفت كه تعدادي از هنرمندان جوان به اين جا ميآيند؛ آنها آمدند، حمايت خود را اعلام و درد و دل كردند؛ هيچ آوازي هم پيش بنده نخواندند!
سوالات خوب دیگهای هم پرسیده شد مثل:
سهميه بندي جنسيتی در تحصیل و ورود به دانشگاه
حكم حكومتی
دخالت سپاه و بسيج در انتخابات آينده
اعلام حمايت عبدالكريم سروش
در مورد آقای مصباح هم یک خاطره گفت که در وبلاگ نوشتنی نیست.
نزدیکیهای اذان ظهر مراسم بود که تمام شد و کروبی رفت استراحت کند تا بعداز ظهر در مسجد ازشاد با مردم دیدار کند. یکی از بچهها که اصرار داشت تا آخر جلسه بشینیم تا با کروبی عکس یادگاری بگیره و خیلی هم جدی بود بالاخره موفق نشد و مورد نوازش بنده قرار گرفت. البته بخاطر اینکه وقت من تلف شده بود هزینه ایاب و ذهاب بنده رو تا درب منزل به عهده گرفت.
با این وضعیت مناظرههای تلویزیونی باید خیلی جذاب از آب دربیاید.